تبليغاتX
گامبالو
http://gambalooo.blogfa.com

پروردگارا،شاید روزی در خواب دیدمت!!!

دستان گرمت را در دستانم می فشارم...

گونه هایم را بر شانه هایت میگذارم

و شانه هایت را با اشکهایم تر می کنم

 و آنقدر بوسه نثار رویت میکنم تالبانم بی حس گردند.

 

نمی دانم چه بگویم و چه کنم!!

بی اختیار به پایت می افتم و زجه میزنم

و حق حق  کنان ،تو را به خودت قسم می دهم...

که بر من فاش کنی راز آفرینشم را....

که کیستم و چیستم وآمدنم از بهر چه؟

نمی دانم چرا لب بسته ای و سخن نمی گویی؟!

و هر چه می گویم،تنها لبخندت را می بینم!!

 

چهره پاک و معصومت را به خاطر می سپارم

و فراموشت نمی کنم،ای بهترینم

دیدارمان به قیامت،ای پروردگارم.

 

                                                                    (من)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 1:34  توسط محسن  |