پروردگارا،شاید روزی در خواب دیدمت!!!
دستان گرمت را در دستانم می فشارم...
گونه هایم را بر شانه هایت میگذارم
و شانه هایت را با اشکهایم تر می کنم
و آنقدر بوسه نثار رویت میکنم تالبانم بی حس گردند.
نمی دانم چه بگویم و چه کنم!!
بی اختیار به پایت می افتم و زجه میزنم
و حق حق کنان ،تو را به خودت قسم می دهم...
که بر من فاش کنی راز آفرینشم را....
که کیستم و چیستم وآمدنم از بهر چه؟
نمی دانم چرا لب بسته ای و سخن نمی گویی؟!
و هر چه می گویم،تنها لبخندت را می بینم!!
چهره پاک و معصومت را به خاطر می سپارم
و فراموشت نمی کنم،ای بهترینم
دیدارمان به قیامت،ای پروردگارم.
(من)